عشق وزندگی

 

کاش چون پاییز بودم


کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم


برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد


آفتاب دیدگانم سرد می شد


آسمان سینه ام پر درد می شد


ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد


اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد


وه … چه زیبا بود اگر پاییز بودم


وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم


شاعری در چشم من میخواند …شعری آسمانی


در کنارم قلب عاشق شعله می زد


در شرار آتش دردی نهانی


نغمه ی من …


همچو آواری نسیم پر شکسته


عطر غم می ریخت بر دلهای خسته


پیش رویم :


چهره تلخ زمستان جوانی


پشت سر :


آشوب تابستان عشقی ناگهانی


سینه ام :


منزلگه اندوه و درد و بد گمانی


کاش چون پاییز بودم


 

 


 

 

 گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و
 
کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد.

عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛
 
آری تمام سفر دو گام بیش نیست.

زندگی را تنها زمانی می‌شناسی که آماده سفر به ناشناخته
 
شوی. اگر به شناخته چنگ بزنی، به ذهن چنگ زده‌ای و ذهن
 
زندگی نیست.

بیشتر عشق بورز تا بیشتر شوی.. کمتر عشق بورزی، کمتر
 
خواهی بود.

توان عشق ورزیدن تو، ترازوی سنجش توست و میزان عشق تو،
 
ترازوی وجود تو.

تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن! تلاش نکن
 
که عشق را بفهمی، عاشق شو!
 
و چنین است که خواهی دانست؛ این دانستن حاصل تجربه
 
توست، این دانستن هرگز ویرانگر آن راز نیست.
 
هر چه بیشتر بدانی در می‌یابی که هنوز چیزهای بیشتر و
 
بیشتری باقی‌است تا بدانی .
 
عشق والاترین هدیه خداست این هنر را بیاموز، ترانه عشق و
 
جشن آن را بیاموز.

عشق نیازی بی چون و چراست، روح بی عشق قادر به حیات
 
نیست.

عشق خوراک روح و سرآغاز هر آن چیزی است که بزرگ است؛
 
عشق دروازه ملکوت است.

اُشو
 
 

 

/ 38 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریناز

کار کردن تو پرشین بلاگ یه خرده سخته

ترنم

برگ هم دانست انتهای دلبستن افتادن است... ممنون ازحضورت[گل]

ترنم

ممنون از حرفای قشنگت [گل]

سعیده

سلام گلم وب خوشگلی داری. بهم سر بزن . با تبادل لینک موافقی؟[قلب]

fateme

بَعضـیـ آבمآ بآیـَב مِثلِـ جَعبـِهـ ωـیگآر بَرچَـωـبــ هُشـבآر دآشتـِهـ بآشَـنـ تآ فَرآمـوش نَـکنیـ کهـ בوωـتــ دآشتَنِشـونـ... فَقَط بَرآیـ تـو ضَرَر בآرهـ..! :|

رها

سلام مرسی از حضورت وب جالبی داری

شقایق

باورکنین نمیشناسمتون

گلسا

نمیدونم نظراتم بهتون میرسه یا نه... به هر حال موفق باشید[عینک]

نگين

سلام حواسم هست-حالا منظور؟

raha

کنار جاده می نشینم راننده لاستیک ماشین را عوض می کند. جایی را که از آن آمده ام دوست ندارم جایی را که راهی اش هستم دوست ندارم چرا چنین بی صبرانه چشم دوخته ام به تعویض لاستیک؟ __________ برتولت برشت