غیرت

 


 

 
در مــرد ها

حسی هست که اسمشو میذارن "غیرت"

و به همون حس

در خانم ها

میگن "حسادت"

اما من به هردوشون میگم "عشــــق"

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com
تا عاشـــق نباشی نه غیرتی میشی نه حسود !!

 

 
قشنگ ترین تکرارم

تکراری.........

 

تکـﺜﯿﺮ ﺗــــــﻮ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ...


ﯾﻌﻨــــــﯽ ..


ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ


ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .....



 

 
یک لبخند

یک لبخند زندگی مرا نجات داد


چه بسا یک لبخند نیز زندگی ما را دگرگون می کند ...

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

پس بیایید لبخند را از لبانمان دور نکنیم.

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

 
خوش بودن که راحت نیست...

خوش بودن که به همین سادگی نیست!

کلی ماجرا دارد...

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

باید تو باشی و باران

روی مبل..کنار شومینه..

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

جام های شراب و سیگار پشت سیگار

گرمای دستهای تو باشد

لبخندت...

و چشمان من خیره به آن همه زیبایی...

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

                                   انگار خوش بودن به همین سادگی ست!..

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

 

   

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست

مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند

 

حتی این روزها گاهی پرواز میکنم

 

 

من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
/ 162 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

آدميزاد بي غذا دو ماه دوام مي آورد... بي آب دو هفته... بي هوا چند دقيقه... و بي غيرت خيلي.... متاسفانه خيلي....

parvaz ta khorshid

یک شمع می تواند بدون آنکه خاموش شود هزاران شمع دیگررا روشن کند مثل مهربانی که هیچ وقت با تقسیم شدن کم نمی شود زیباست که ببینی کسی میخندد و زیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای

رویای سپیده

تمام لحظه هایم پوچ میان پرسه های این نفسهایم چه آرام چه آرام جان میکند اکنون هر که بود روزی... رفته است این شب حالا من مانده ام با خود با تنهایی محضم همه رفتند و من باید با تنهاییم خلوت کنم امشب...

تبسم

سلام محمد علی و سپاس بابت کامنت زیبایی که برام گذاشتی برایت از خدایم عشق و ارامش تمنا دارم

تبسم

دلم بدجور هوای تو را دارد... نمی‌دانم پای کدام یک از این ثانیه های خسته خوابم برد که همدمِ بیداریم فقط خاطراتت بود و بس... نیستی... آینه غبار گرفته، برگ‌های شمعدانی هم...و طاقچه یادت... ولی گل‌های گلدانِ خاطراتت هنوز تازه‌اند و در دلم نفس می‌کِشند نگرانم... نگرانِ تو... نگرانِ خودم... تندبادهای بی کسی هجوم میاورند وقتی نیستی دست‌های باد دیگر با من مهربان نیستند وقتی تو نیستی... تو که نیستی انگار همه جور دیگری می‌شوند با من نگاه‌هایشان...و یا انگار من کسِ دیگری می‌شوم بی تو عجیب نیست؟! من بدون تو، من نیستم. من بدون تو خودم را هم گم می‌کنم چند روزی بود داشتم به نبودنت عادت می‌کردم... عادت...عادت کردن به نبودنت برای من درگیرِ روزمره گی شدن نبود، نه نبود...من آن روزها انگار مرده بودم زندگی در عین مردگی...بعضی وقت‌ها عادت ما انسان‌ها را به زوال می‌کشاند... تو نبودی، می‌خواستم یادم برود دوست داشتنم... دوست داشتنت... مهربانی‌هایت... دلسوزی‌هایت. بزرگواری‌هایت... نشد... بی تو شاید بتوان نفس کشید، در هوای این شهر، میان هیاهوی بادهای پاییزی ... ولی نمی‌توان دست‌های یخ زده را " ها " کرد آ

ناجی

رفت و ... نگفت من، بی او میان ماندن و نماندن بودن و نبودن دست و پا میزنم مدام و غرق نمی شوم ... تنها نفس کم می آورم برای ... کشیدن ... راستی آن دورها بی من حال او و دل او چگونه است؟

ناجی

دلگيرم اين روز ها از نبودن کسي که دوستش داشتم کسي که باران بود و مي باريد بر صفحهء کاغذي دلم کسي که ابر بود و سايه اش بر تنهايي ام کسی که سه تار بود و می نوازید ملودی دوستت دارم را... دلگيرم از کسي که ترکم کرد و رفت بی هیچ بازگشتی کسي که دلم را بي آنکه خود بداند ... تنگه تنگ کرده است . دلگيرم از کسي که امروز ديگر ندارمش سايه اش را هم حتي از سرم گرفت .. کسي که دست هايش را عاشقانه بر گردنم حلقه مي کرد و مرا دوست مي داشت .. و بغض .. کسي که وقت خداحافظي .. با اشک بدرقه ام ميکرد... آن روز با اشک بدرقه اش کردم من ميرفتم و بر ميگشتم اما او بي وفا شد رفت و .. هرگز ... اين روزها عکس هايش به من نگاه نميکنند با من غريبگي مي کنند دلم ميشکند بغض ميکنم غرق مي شوم در شعر دلتنگي من بی تو شده ام .. و دفتر خاطراتم پر از روزهايي که ...

مهدیه

وبلاگ قشنگی دارید ممنون از حضورتون[گل]

فائزه

پشتـــــ این چشمـــ ها … ابرها درگــــیرند … و منـــــ … کنار خنده هایتــــــ می مانمـــــ … در اینــــ دقایقــــ دلتنگیـــــ …

دنیا

حالا تو چرا نگران من هستی...؟ من هر کجای این دنیا که باشم شبی کفن بر شانه از اشتباه مرگ می گذرم و با قلبی که در یک پاییز به آتش رفت به خانه برمی گردم نمی گذارم از هول و ولای بادهای پاییزی بترسی.....